9 و نیم ماهگی
پریروز بردمت آتلیه تا خاله ازت عکس بگیره و بذاره پیش عکسای 6 ماهگیت و چاپ کنیم. علی رغم اینکه بچه خنده رویی هستی، پدرمون رو تا جد بیستم دراوردی تا درست و حسابی بخندی و همش لب پایینت رو میخوردی این شکلی: توضیح اضافی:( اینها جای بستنی قیفیه رو صورت امیرعلی با گریه اشتباه نگیرید!) فکر کنم واسه اینه که دندونهای بالاییت داره در میاد! امروز هم که نگاه کردم دیدم قد سر سوزن لثه هات باز شده تا دندونای نازت جوونه بزنن. وای که میمیرم واسه شون. بعد عکاسی هم رفتیم پارک تاب بازی که دوست داری. و بعد از اونم با هم بستنی قیفی خوردیم، شما تااونوقت نخورده بودی. اولش با دهنت می گرفتیش و یخ بودنش ...






